brandling
معنی فارسی
يکجور کرم خاکي
معنی کامل و مثالها
/brand´liŋ´/n.
● ماهی کوچک که برای ماهیگیری به سر قلاب میزنند
● بچه ماهی آزاد
يکجور کرم خاکي
/brand´liŋ´/n.
● ماهی کوچک که برای ماهیگیری به سر قلاب میزنند
● بچه ماهی آزاد
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن