دیکشنری فارسی

brandling

معنی فارسی

يکجور کرم خاکي

معنی کامل و مثال‌ها

/brand´liŋ´/n.

ماهی کوچک که برای ماهیگیری به سر قلاب می‌زنند

بچه ماهی آزاد

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن