دیکشنری فارسی

braxy

معنی فارسی

براکسي

معنی کامل و مثال‌ها

/brak´sē/n., adj.

● (دامپزشکی - بیماری مهلک گوسفند که در اثر باکتری Clostridium septicum ایجاد می‌شود و نشان آن آماس معده‌ی چهارم است) براکسی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن