دیکشنری فارسی

bray (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/brā/vt.

● (در هاون) کوفتن و آرد کردن

● گستردن (مانند رنگ بر سطح چیزی)، زدن (رنگ)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن