دیکشنری فارسی

braze (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/brāz/vt.

● (به هم جوش دادن فلزات با به کار بردن فلزات غیر آهنی یا همبسته‌هایی که در حرارت بیش از 426/7 سانتی‌گراد ذوب می‌شوند) لحیم کردن، بیهودن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن