دیکشنری فارسی

brazenfaced

معنی فارسی

بيشرم بيشرمانه بيآزرم پررو گستاخ

معنی کامل و مثال‌ها

/-fāst´/adj.

بی‌شرم، بی‌شرمانه، بی‌آزرم، پررو، گستاخ

واژه‌های دیگر با معنی «بيشرم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن