دیکشنری فارسی

breach of promise

معنی فارسی

نقض پيمان (عروسي) بدقولي بدعهدي نقض عهد نقض قول

معنی کامل و مثال‌ها

(حقوق) عهدشکنی، نقض قول، قول شکنی (به ویژه قول ازدواج)، زیر قول خود زدن، خلف وعده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن