breaker (1)
معنی کامل و مثالها
/-ǝr/n.
● شخص یا چیز شکننده، (دستگاه خرد کنندهی سنگ و زغالسنگ و غیره) سنگ کوب، خرده ساز، - کوب
brick breaker
آجر کوب
● موجی که به ساحل میخورد و کف میکند، آبخیز، آبکوهه، کلاک، گولاک، شکن
/-ǝr/n.
● شخص یا چیز شکننده، (دستگاه خرد کنندهی سنگ و زغالسنگ و غیره) سنگ کوب، خرده ساز، - کوب
brick breaker
آجر کوب
● موجی که به ساحل میخورد و کف میکند، آبخیز، آبکوهه، کلاک، گولاک، شکن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن