دیکشنری فارسی

breaker (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

● شخص یا چیز شکننده، (دستگاه خرد کننده‌ی سنگ و زغالسنگ و غیره) سنگ کوب، خرده ساز، - کوب

brick breaker

آجر کوب

● موجی که به ساحل می‌خورد و کف می‌کند، آب‌خیز، آب‌کوهه، کلاک، گولاک، شکن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن