دیکشنری فارسی

breather

UKbriːðər US'bri:ðə

معنی فارسی

دم زننده دمنده ورزش

معنی کامل و مثال‌ها

/brē´thǝr/n.

کسی که به گونه‌ی ویژه‌ای دم می‌زند

a mouth breather

تنفس کننده از دهان

(خودمانی) کسی که با تلفن مزاحم دیگران می‌شود و به جای حرف زدن نفس بلند می‌کشد

هواکش، رطوبت زدا

استراحت، تنفس (بین دو کلاس یا دو زمان پر فعالیت)، فرصت نفس کشیدن

(کار یا مسابقه و غیره) آسان (به ویژه اگر بین دو کار یا مسابقه و غیره‌ی سخت باشد)

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the verb 'breathe' (Old English 'bræðan') and the suffix '-er' (Old English '-ere').

مثال

  • Let's take a breather before we continue.
  • He needed a breather after the long run.
  • The team took a breather at halftime.

ترکیب‌های رایج

Take a breather Need a breather Short breather Quick breather

تعریف انگلیسی

noun
  1. a short respite
  2. air passage provided by a retractable device containing intake and exhaust pipes; permits a submarine to stay submerged for extended periods of time

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن