دیکشنری فارسی

breathing space (or room)

معنی کامل و مثال‌ها

● جای نفس کشیدن، جای کافی، فرصت جم خوردن

● فرصت استراحت، فرصت در نظر گرفتن یا اندیشیدن چیزی، مجال، مجال تنفس

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن