دیکشنری فارسی

breezily

UKbriːziliː

معنی فارسی

نسيم وار بادمانند

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a breezy manner “he swings breezily into the title song” “Derived from adjective: breezy”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن