brick wall
معنی کامل و مثالها
● دیوار آجری
● هر چیز نفوذناپذیر و تسلیم نشدنی، چیزی یا کسی که حرف حساب سرش نمیشود
it was like talking to a brick wall
حرف حساب سرش نمیشد.
● دیوار آجری
● هر چیز نفوذناپذیر و تسلیم نشدنی، چیزی یا کسی که حرف حساب سرش نمیشود
it was like talking to a brick wall
حرف حساب سرش نمیشد.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن