bricolage
معنی فارسی
ساختن چيزي از مواد گوناگون در دسترس،
چيزي که بدين روش ساخته شده
معنی کامل و مثالها
/brē´kō läzh´/n.
● ساختن چیزی از مواد گوناگون در دسترس، چیزی که بدین روش ساخته شده
ساختن چيزي از مواد گوناگون در دسترس،
چيزي که بدين روش ساخته شده
/brē´kō läzh´/n.
● ساختن چیزی از مواد گوناگون در دسترس، چیزی که بدین روش ساخته شده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن