bridge seat معنی فارسی تکيه گاه پاشنه پل واژههای دیگر با معنی «تکيه گاه» saddle bearer تکيه گاه، زيرسري، متکا backrest تکيه گاه، پشتي، متکا. support bearing تکيه گاه arch abutment تکيه گاه قوس bearing width عرض تکيه گاه free support تکيه گاه آزاد settlement of abutments نشست تکيه گاه simple support تکيه گاه ساده solid support تکيه گاه جامد support pression فشار تکيه گاه