دیکشنری فارسی

bridging

UKbridʒiŋ US'brıdʒıŋ

معنی فارسی

بست چوبي بست (زني)

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/n.

(در ساختمان‌های چوبی) پل‌های چوبی که تیرها (به ویژه تیرهای سقف) را به هم وصل می‌کند تا در جای خود استوار بمانند

ریشه و کاربرد

Noun, Verb

The action of building a bridge. Verb: Act as or provide a bridge between.

ریشه

From the verb 'bridge' + '-ing'.

مثال

  • The bridging of the river took several months.
  • Bridging cultural differences is important for international business.
  • The charity aims at bridging the gap between rich and poor.

ترکیب‌های رایج

bridging loan bridging the gap

واژه‌های دیگر با معنی «بست چوبي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن