bridle track معنی فارسی اسب رو ايز سوارکاران راه باريک واژههای دیگر با معنی «اسب رو» bridle path جاده اسب رو، راه باريک sidewheeler اسب يورتمه رو trotter اسب يورتمه (رو)، پاچه three gaited (درمورد اسب) يورتمه رو. single foot تک روي، اسب تک رو، تکاور pacer گام زن، قدم پيما، اسب قدم رو bolter پرويزن، اردبيز، الک instep رو، رويه، ساق پاي اسب sure footed (در گفتگوي اسب) ثابت قدم، رو نرو، بي لغزش nose band رو دماغي، بخشي از کلگي اسب