دیکشنری فارسی

brig (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/brig/n.

● (امریکا - نیروی دریایی) بازداشتگاه موقت (مثلا در کشتی جنگی تا رسیدن به بندر)

● (امریکا - ارتش - خودمانی) زندان، بازداشتگاه، پاسدارخانه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن