دیکشنری فارسی

briquette or briquet

معنی کامل و مثال‌ها

/bri ket´/n.,vt.

● قالب کوچکی از زغال یا خاک اره (و غیره) که برای سوخت به کار رود، آجرک، زغال قالبی

● خاکه زغال (و غیره را) به صورت آجرک درآوردن، قالبی کردن (خاکه زغال و غیره)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن