briquette or briquet
معنی کامل و مثالها
/bri ket´/n.,vt.
● قالب کوچکی از زغال یا خاک اره (و غیره) که برای سوخت به کار رود، آجرک، زغال قالبی
● خاکه زغال (و غیره را) به صورت آجرک درآوردن، قالبی کردن (خاکه زغال و غیره)
/bri ket´/n.,vt.
● قالب کوچکی از زغال یا خاک اره (و غیره) که برای سوخت به کار رود، آجرک، زغال قالبی
● خاکه زغال (و غیره را) به صورت آجرک درآوردن، قالبی کردن (خاکه زغال و غیره)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن