دیکشنری فارسی

britannia

USbrı'tænıə

معنی فارسی

بريتاني

معنی کامل و مثال‌ها

/bri tan´ēǝ/n.

● (شعر قدیم) تصویر زنی که نماد انگلستان و امپراطوری بریتانیا بود، مام وطن (انگلیسی)

● نام لاتین انگلستان

● امپراطوری بریتانیا

● (B کوچک) فلز بریتانیا

واژه‌های دیگر با معنی «بريتاني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن