دیکشنری فارسی

british

UKbritiʃ US'brıtıʃ

معنی فارسی

انگليسي

معنی کامل و مثال‌ها

/brit´ish/adj., n.

● وابسته به بریتانیا و مردم آن، بریتانیایی (بریتانیا به انگلیس و اسکاتلند و ولز و کورن وال اطلاق می‌شود)

● وابسته به کشورهای مشترک المنافع بریتانیا

● زبان اهالی انگلستان باستان (Cymric هم می‌گویند)

● رجوع شود به: British English

* the British

انگلیسی‌ها، مردم بریتانیا

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'Britannicus', from 'Britannia' (Britain).

مثال

  • She has a British accent.
  • The British Parliament is located in London.
  • British cuisine includes dishes like fish and chips.

ترکیب‌های رایج

British accent British Parliament British cuisine British people

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the people of Great Britain
  2. of or relating to or characteristic of Great Britain or its people or culture “his wife is British” “Pertains to noun: Great Britain”

واژه‌های دیگر با معنی «انگليسي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن