دیکشنری فارسی

broad-spectrum

معنی کامل و مثال‌ها

/-spek´trǝm/adj.

● موثر در مقابل گونه‌های متعددی از ریز زیوی‌ها (میکرو ارگانیسم‌ها)، گسترده اثر

a broad-spectrum antibiotic

پادزیوی گسترده اثر

● دارای گونه‌های متعدد، گوناگون، چندسان

a broad-spectrum array

ردیفه‌ی چندسان

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن