دیکشنری فارسی

brogue (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/brōg/n.

● کفش سنگین دهاتی (از چرم دباغی نشده که روستاییان ایرلند می‌پوشیدند)، چارق، پالیک، پاتابه

● کفش هشت ترک

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن