broil (1)
معنی کامل و مثالها
/broil/vt., n., vi.
● کباب کردن
meat broiled over charcoal
گوشت کباب شده روی زغال
● در معرض حرارت شدید قرار دادن، تفتن، (روی شعلهی مستقیم) پختن، بریان کردن
● کباب، کباب شدگی
chicken broil
کباب مرغ
● گرم و آتشی شدن، خشمگین شدن، برآشفتن