broiled meat معنی فارسی گوشت سرخ کرده واژههای دیگر با معنی «گوشت سرخ کرده» scrapple خوراک مرکب از گوشت سرخ کرده وادويه . swiss steak گوشت خرد کرده مخلوط با ارد وچاشني سرخ، کرده، شامي. cuchifrito قطعه ي کوچکي از گوشت خوک که ابتدا در آرد، و تخممرغ فرو کرده و سپس سرخ ميکنند