broken rock معنی فارسی صخره واژههای دیگر با معنی «صخره» scarp صخره، اسکارپ، صخره زيرآبي rupestrine صخره زي، صخره رست rockweed علف صخره tor صخره بلند، تپه پرسنگ. reef صخره ابگير، تپه دريايي، جزيره نما skerry صخره ي دريايي، کروکي lime rocks صخره هاي آهکي tasite صخره اتشفشاني. petroloferous rocks صخره هاي نفت خيز atoll صخره هاي مدور داخل دريا