دیکشنری فارسی

bromide

معنی فارسی

نمک الي يامعدني اسيد هيدروبرميک ،

اظهار يا بيان مبتذل

برومور

معنی کامل و مثال‌ها

/brō´mīd´/n.

● (شیمی)

● (ترکیب برم با عنصر یا بنیان دیگری مانند نقره یا متیل) برمید

silver bromide

برمید نقره

● برمید پتاسیم (KBr - که مسکن است)

● حرف پیش پا افتاده، مهمل، مبتذل، واژه یا عبارتی که در اثر کثرت استعمال اثر خود را از دست داده است

instead of helping the quake victims, they came out with the same old bromides

به جای کمک به زلزله‌زدگان همان حرف‌های پوچ گذشته را تحویل دادند.

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the element 'bromine' and the suffix '-ide' which is used to denote binary compounds.

مثال

  • Potassium bromide is a common type of bromide.
  • Bromides are used in photography.
  • The bromide solution was added to the mixture.

ترکیب‌های رایج

Potassium bromide Bromide solution Bromide compound

تعریف انگلیسی

noun
  1. any of the salts of hydrobromic acid; formerly used as a sedative but now generally replaced by safer drugs
  2. a trite or obvious remark

واژه‌های دیگر با معنی «نمک الي يامعدني اسيد هيدروبرميک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن