دیکشنری فارسی

bronco

UKbrɔŋkou US'brɔŋkəu

معنی فارسی

اسب کوچک رام نشده ، توسن.

معنی کامل و مثال‌ها

/bräŋ´kō/n., pl.

(بیشتر در باختر ایالات متحده) اسب یا کره اسب وحشی یا نیمه رام، اسب سوغان گیری نشده

a bucking bronco

اسب نیمه وحشی و جفتک پران

ریشه و کاربرد

Noun

A wild or half-tamed horse, especially of the western US.

ریشه

Mid 19th century: from Mexican Spanish, 'rough, wild'.

مثال

  • He was thrown off the bronco at the rodeo.
  • The cowboy tried to tame the wild bronco.
  • The bronco bucked wildly, trying to throw off its rider.

ترکیب‌های رایج

Wild bronco Ride a bronco Bronco rider Bronco bucking

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن