brume معنی فارسی مه ابر بخار شبنم معنی کامل و مثالها /brōōm/n.● (نادر) مه، بخار واژههای دیگر با معنی «مه» fog مه، تيرگي مه، تاريکي haze مه، مه کم، غبار foggage مه، ابهام. mistflower گل مه hazier مه دار، تيره، گرفته haziest مه دار، تيره، گرفته mistful مه دار، مه گرفته، ميغ گرفته smoggy مه دار، پوشيده از مه غليظ، الوده با دود. fog nozzle مه پاش، مه افشان (ضد حريق) defogger مه زدا