دیکشنری فارسی

brunch

UKbrʌntʃ USbrʌntʃ

معنی فارسی

چاشت نهار صبحانه

معنی کامل و مثال‌ها

/brunch/n.

● (اولین خوراک روز که به جای صبحانه و نهار بین ساعات ده تا دوازده صرف شود) چاشت - نهار، صبحانه - نهار

we had our Sunday brunch at the airport

صبحانه - نهار یکشنبه را در فرودگاه خوردیم.

تعریف انگلیسی

verb
  1. combination breakfast and lunch; usually served in late morning
  2. eat a meal in the late morning “We brunch in Sundays” “Somebody ----s” “Sam and Sue brunch”

واژه‌های دیگر با معنی «چاشت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن