دیکشنری فارسی

budge (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/buj/n., adj.

● پوستینی که پشم آن به طرف خارج باشد، پوستین را پشت و رو دوختن (به ویژه بر حاشیه‌ی جامه)

● (قدیمی) رسمی، پر طمطراق، پر کوکبه، پر دبدبه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن