دیکشنری فارسی

buffer state

معنی فارسی

کشور بيطرفي که درميان دو کشور بزرگتر واقع

است

معنی کامل و مثال‌ها

● کشور یا سرزمین حایل یا میانگیر، کشور کوچکتری که بین دو کشور نیرومند و متخاصم قرار دارد و جلو تصادم مرزی و جنگ آنها را می‌گیرد، سپر زمین، سپر کشور

ریشه و کاربرد

ریشه

The term 'buffer' combined with 'state'.

مثال

  • Mongolia served as a buffer state between China and Russia during the Cold War.
  • Afghanistan has historically been a buffer state between British India and the Russian Empire.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a small neutral state between two rival powers

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن