building line معنی فارسی امتداد راسته بر ساختماني بر ساختمان واژههای دیگر با معنی «امتداد» elongation امتداد، تمديد، تطويل cutting stroke امتداد برش، ضربه برش good continuation امتداد خوب protractile امتداد پذير، قابل امتداد prolonger امتداد دهنده، تاخير دهنده، طولاني کننده . protend امتداد يافتن، بسط داشتن، جلو امدن. alongshore در امتداد ساحل، در کنار ساحل along line در امتداد خطوط، در خط contour bund بند در امتداد خط تراز endarchy امتداد از مرکز به خارج.