دیکشنری فارسی

bull's-eye

معنی کامل و مثال‌ها

/boolz´ī´/n.

● نقطه‌ی مرکزی هدف (که معمولا از چند دایره‌ی متحدالمرکز تشکیل یافته)، قلب هدف، جان هدف، گاو چشم، آماج، خال هدف

his arrow hit the bull's-eye

تیر او درست به وسط هدف خورد.

● تیری که به خال هدف بخورد، تیر به هدف خورده، (مجازی) نیل به هدف

● عدسی کوژ (برای تمرکز نور)، چراغ یا فانوس مجهز به این عدسی

● آب‌نبات سفت و گرد

● روزنه، بادگیر، نورگیر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن