دیکشنری فارسی

bullion (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/bool´yǝn/n.

● (طلا و نقره) شمش، شوشه، خنچه

gold bullion

شمش طلا

lead bullion

شمش سرب

● طلا و نقره به عنوان ماده‌ی اولیه یا ماده‌ی خام

here bullion is changed into coin

در اینجا شمش تبدیل به سکه می‌شود.

the bullion contained in a silver dollar

مقدار نقره‌ی موجود در یک سکه‌ی یک دلاری

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن