دیکشنری فارسی

bumblebee

UKbʌmblbiː

معنی فارسی

توليد کننده ارتعاش صوتي

نوسان ساز صوتي (دريايي)

معنی کامل و مثال‌ها

/bum´bǝl bē´/n.

● (جانور شناسی) خر زنبور (انواع زنبورهای درشت و پر مو به رنگ سیاه و زرد به ویژه جنس Bombus)، زنبور عسل نر

تعریف انگلیسی

noun
  1. robust hairy social bee of temperate regions

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن