bumper (1)
معنی کامل و مثالها
/bump´ǝr/n.
● (اتومبیل و کامیون) سپر، (امریکا) سپر واگن و لوکوموتیو راهآهن (در انگلیس بیشتر میگویند buffer)، ضربخور، ضربهگیر
usually a car has a front bumper and a back bumper
معمولا هر اتومبیل یک سپر جلو و یک سپر عقب دارد.
* bumper-to-bumper
(در مورد ترافیک) شلوغ، سپر به سپر، ماشین پشت سر ماشین
because of the bumper-to-bumper traffic, we were an hour late
به واسطهی تراکم وسایط نقلیه یک ساعت دیر رسیدیم.