دیکشنری فارسی

bunghole

معنی فارسی

سوراخ شکم خمره يابشکه ، سوراخ مقعد.

معنی کامل و مثال‌ها

/buŋ´hōl´/n.

سوراخ بشکه، دریچه‌ی بشکه

he lifted the keg and began drinking from the bunghole

او بشکه را بلند کرد و از سوراخ آن شروع به نوشیدن کرد.

تعریف انگلیسی

noun
  1. vulgar slang for anus
  2. a hole in a barrel or cask; used to fill or empty it

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن