دیکشنری فارسی

bunt (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/bunt/vt., vi., n.

● (انگلیس - محلی) شاخ زدن، (گاو و گوسفند و غیره) با سر زدن

● (بیس‌بال) با چوگان آهسته به گوی زدن (در مقایسه با محکم زدن)، گوی که آهسته زده شده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن