دیکشنری فارسی

bunting (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/bun´tiŋ/n.

● ردیفی از پرچم‌های کوچک (که در تزیین خیابان‌ها و ساختمان‌ها به کار می‌روند)، نوار پرچم، پرچمچه

the streets were decorated with red, blue, and white bunting

خیابان‌ها با پرچم‌های سرخ و آبی و سفید آذین‌بندی شده بودند.

● روپوش زیپ‌دار و کلاهدار کودک (که از پارچه‌ی نرم و گرم است و به جز صورت تمام بدن را می‌پوشاند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن