دیکشنری فارسی

bur

UKbəːbl USbə:

معنی فارسی

گياهي که تخم آن يا گل آن چسبنده يا خاردار

باشد

معنی کامل و مثال‌ها

/bu_r/n., vt.

● تیف، خاشه، خاربن، خارگوی (میوه یا پوشش تخم برخی گیاهان وحشی که مانند گوی خارداری است و به لباس می‌چسبد)

when he came back from the field, his pants were full of burs

از دشت که برگشت شلوارش پر از خار و خاشاک بود.

● بته‌ی خارگوی، گیاه خاشه‌دار، تیغ

● (دندان‌پزشکی) زبانه‌ی مته، زبانه‌ی دریل، تیغه‌ی دستگاه برش

● رجوع شود به: burr

● خاشه یا خارگوی روی لباس را پاک کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

From the Old English word 'byre', meaning 'burr'

مثال

  • The bur stuck to his pants after walking through the field.
  • The dog had burrs tangled in its fur.
  • She carefully removed the burrs from her sweater.

ترکیب‌های رایج

Sticky bur Prickly bur Tangled bur Removing burrs

تعریف انگلیسی

verb
  1. seed vessel having hooks or prickles
  2. small bit used in dentistry or surgery
  3. remove the burrs from “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «گياهي که تخم آن يا گل آن چسبنده يا خاردار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن