burden (2)
معنی کامل و مثالها
/bu_rd´'n/n.
● (قدیمی) همراهی صدای بم (در موسیقی)
● (ترانه) بخش تکراری، ترجیعبند، بخش آواز گروهی
● صدای نیانبان (bagpipe)
● اندیشهی اصلی (نطق یا داستان و غیره)، موضوع اصلی (که مرتب به آن اشاره شود)
the burden of a speech
موضوع اصلی سخنرانی