دیکشنری فارسی

burden (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/bu_rd´'n/n.

● (قدیمی) همراهی صدای بم (در موسیقی)

● (ترانه) بخش تکراری، ترجیع‌بند، بخش آواز گروهی

● صدای نی‌انبان (bagpipe)

● اندیشه‌ی اصلی (نطق یا داستان و غیره)، موضوع اصلی (که مرتب به آن اشاره شود)

the burden of a speech

موضوع اصلی سخنرانی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن