دیکشنری فارسی

burnable

US'bə:nəbəl

معنی فارسی

سوختني، قابل احتراق، آتشگير

آنچه سوختن آن ممکن يا مجاز باشد

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝ b'l/adj., n.

● سوختنی، قابل احتراق، آتشگیر، آنچه سوختن آن ممکن یا مجاز باشد

ریشه و کاربرد

ریشه

From the English word 'burn' with the suffix '-able'.

مثال

  • The burnable waste should be separated from the non-burnable.
  • The burnable materials were kept away from the fire.
  • The burnable fuel was stored in a safe place.

ترکیب‌های رایج

burnable waste burnable materials burnable fuel

تعریف انگلیسی

adjective
  1. capable of burning

واژه‌های دیگر با معنی «سوختني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن