burnisher UKbəːniʃər معنی فارسی پرداخت گر صيقل گر واژههای دیگر با معنی «پرداخت گر» polisher پرداخت گر، صيقل گر، روشن گر furbisher پرداخت گر، روشن گر، جلاگر glosser صيقل گر، پرداخت گر، مهره کش buffer مردکه، چرخ سنباده، پرداخت گر file سوهان، آدم حيله گر، آهن ساي