دیکشنری فارسی

burnout of a crystal rectifier

معنی فارسی

سوختن يکسوکننده ديودي

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن