دیکشنری فارسی

burr (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/bu_r/n., vi., vt.

● (زبان‌شناسی)

● تلفظ مشدد صدای "r" (مثلا در گویش اسکاتلندی)

● صدای ور ور، صدایی شبیه صدای باد زن برقی

● صدای فرفره

● صدای فرفره کردن، ور ور کردن

I could hear the burr of the fan in the next room

صدای ور ور پنکه را در اتاق مجاور می‌شنیدم.

● حرف یا آوای r را به طور مشدد تلفظ کردن، حرف r را کشیدن و با لرزش ادا کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن