دیکشنری فارسی

burry (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/bu_r´ē/adj.

● خاشه مانند، تیغدار، زبر و چسبنده

● پر از خاشه و تیغ

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن