دیکشنری فارسی

bursar

UKbəːsər

معنی فارسی

گنجوردانشکده

معنی کامل و مثال‌ها

/bu_r´sǝr/n.

● خزانه‌دار، گنجور، صندوقدار (به ویژه در دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌ها)

● (اسکاتلند - دانشجوی دانشگاه که کمک هزینه‌ی تحصیلی می‌گیرد) بورسیه

تعریف انگلیسی

noun
  1. the treasurer at a college or university

مترادف‌ها

noun
1. Treasurer, cashier (of a college or monastery).
2. Holder of a bursary.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن