bush (2)
معنی کامل و مثالها
/boosh/n., vt.
● (مکانیک)
● بوش، آستر (فلزی یا پلاستیکی)، لایی، غلاف، غلافک
● بوش زدن، لایی یا آستری زدن به
/boosh/n., vt.
● (مکانیک)
● بوش، آستر (فلزی یا پلاستیکی)، لایی، غلاف، غلافک
● بوش زدن، لایی یا آستری زدن به
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن