دیکشنری فارسی

buskin

UKbʌskin

معنی فارسی

يکجور (نيم) چکمه ،

يکجور چکمه که تا زير زانو ميرسد ،

پوتين تخت کلفتي که بازيگران اتني ...

معنی کامل و مثال‌ها

/bus´kin/n.

(تئاتر یونان و روم باستان) چکمه‌ی تسمه‌دار و پاشنه بلند که تا زیر زانو می‌رسید و هنرپیشگان تراژدی روی صحنه می‌پوشیدند

تراژدی، نمایش غم‌انگیز، سوگمایش

مترادف‌ها

noun
1. Half boot (especially one with high soles, worn by the ancient tragedians).
2. Tragedy, tragic drama.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن