bust (1)
معنی کامل و مثالها
/bust/n.
● تندیس نیم تنه، مجسمهی سر و شانهها و بخش بالایی سینه، تندیسه، نیم پیکره
a bust of Aristotle
مجسمهی نیمتنهی ارسطو
● سینه، (به ویژه در مورد زنان) پستانها
she has a big bust
پستانهای بزرگی دارد
● اندازهی دور سینه (به ویژه در دوزندگی یا گزین لباس)