دیکشنری فارسی

bustled

UKbʌsld

معنی فارسی

اين سووان سورفتن ، هايهو ،

شلوغي ، جنبش ، تقلا ، کوشش ،

شلوغ کردن ، تقلا يا کشمکش کردن

ریشه و کاربرد

Verb

Past tense of 'bustle'. Moved in an energetic or noisy manner.

ریشه

Derived from the verb 'bustle'.

مثال

  • She bustled around the kitchen.
  • He bustled through the crowd.
  • The staff bustled to prepare for the event.

ترکیب‌های رایج

Bustled around Bustled through Bustled about

واژه‌های دیگر با معنی «اين سووان سورفتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن